تبلیغات
عفاف و حجاب - حجاب ............
حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.
 
مقدمه مؤلف
ریشه بیشتر انحرافات دینی و اخلاقی نسل جوان را در لابلای افكار و عقاید آنان باید جستجو كرد . فكر این نسل از نظر مذهبی آنچنانكه باید راهنمائی‏ نشده است و از این نظر فوق العاده نیازمند است
اگر مشكلی در رهنمائی این نسل باشد بیشتر در فهمیدن زبان و منطق او و روبرو شدن با او با منطق و زبان خودش است . و در اینوقت است كه هر كسی احساس می‏كند این نسل ، برخلاف آنچه ابتدا به نظر می‏رسد ، لجوج نیست‏ ، آمادگی زیادی برای دریافت حقایق دینی دارد
هدف نویسنده و همچنین هدف گروه روشنفكر و متدین انجمن اسلامی پزشكان‏ از طرح و بحث و نشر " مسأله حجاب " اینست كه احساس شد گذشته از انحرافات عملی فراوانی كه در زمینه حجاب به وجود آمده این مسأله و سایر مسائل مربوط به زن وسیله‏ای شده در دست یك عده افراد ناپاك و مزدور صفت كه از این پایگاه علیه دین مقدس اسلام جار و جنجال تبلیغاتی راه‏ بیندازند . بدیهی است در شرایط موجود كه نسل جوان از جنبه مذهبی به قدر كافی راهنمائی نمی‏شود این تبلیغات آثار شوم خود را می‏بخشد

13
این بنده خدا را سپاسگزار است كه احساس می‏كند فعالیتهای قلمی ناقابل‏ او در این میدان ، چه جرائد و مجلات و چه به وسیله این كتاب ، اثر نیك‏ محسوسی داشته است . تا آنجا كه اطلاع دارد نشر این كتاب تأثیر فراوانی‏ در اصلاح عقاید و افكار این نسل داشته است ، حتی بعضی از بانوان به اصطلاح‏ متجدد عملا در وضع خود تجدید نظر كرده‏اند
بدون شك پدیده " برهنگی " بیماری عصر ما است . دیر یا زود این‏ پدیده به عنوان یك " بیماری " شناخته خواهد شد . فرضا ما كوركورانه از غرب تقلید كنیم ، خود پیشتازان غربی ماهیت این پدیده را اعلام خواهند كرد . ولی ما اگر به انتظار اعلام آنها بنشینیم می‏ترسم خیلی دیر شده باشد . اگر می‏خواهید ببینید كار برهنگی در غرب به كجا رسیده و فریاد چه كسانی‏ را بلند كرده است این قسمت از نامه یكی از هنرپیشگان معروف جهان را به‏ دخترش كه به قول خودش چهل سال مردم روی زمین را خندانده است بخوانید
این نامه مثل معروف عامیانه خودمان را به یاد می‏آورد : " عزا چه عزائی‏ است كه مرده شوی هم گریه می‏كند "
او پس از آنكه به دخترش اجازه می‏دهد " فقط به خاطر هنر می‏توان لخت‏ و عریان به روی صحنه رفت " و تأكید می‏كند كه این لختی منحصرا در روی‏ صحنه و برای ضرورت هنر باشد ، می‏نویسد :
" . . . برهنگی بیماری عصر ما است . من پیرمردم و شاید حرفهای‏ خنده‏آور بزنم . اما به گمان من تن عریان تو باید از آن كسی باشد كه روح‏ عریانش را دوست می‏داری . بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده‏ سال پیش باشد ، مال دوران پوشیدگی . نترس این ده سال ترا پیرتر نخواهد كرد . به هر حال امیدوارم تو آخرین كسی باشی كه تبعه جزیره لختی‏ها بشوی
. . "
نویسنده این نامه به داشتن بعضی افكار انسانی معروف است . این سخنان وی نشانه دیگری است از بهره‏مند بودن او از برخی افكار انسانی

14
همانطور كه در مقدمه چاپ اول این كتاب به اطلاع خوانندگان محترم رسید ، محتوای اصلی و اولی این كتاب ، یك سلسله بحثها و درسها بوده است كه‏ در جلسات انجمن اسلامی پزشكان القا شده است و پس از استخراج از ضبط صوت و تنظیم و اصلاح عبارات و اضافه برخی از مطالب به صورت كتاب در آمده است
در چاپ دوم ، تجدید نظرهائی نسبت به چاپ اول به عمل آمد و در مقدمه‏ آن چاپ متذكر شدیم كه در تجدید نظر هیچ مطلبی حذف نگردید بلكه یك‏ سلسله مطالب اضافه شد . مطالب اضافی غالبا مطلب مستقلی نیست ، تتمیم‏ و تكمیل است برآنچه در چاپ اول بوده و لهذا ضمن فصول كتاب گنجانیده‏ شده است . فقط یك فصل در آخر كتاب تحت عنوان " شركت زن در مجامع " اضافه شد و البته فصل فتواها كه در چاپ اول خیلی به اختصار برگزار شده‏ بود در چاپ دوم تكمیل شد و آنرا نیز در حقیقت یك فصل اضافی باید شمرد
برخی مطالب در چاپ دوم پس و پیش شد ، عبارات در موارد جزئی اصلاح‏ گردید ، مدارك اخبار و احادیث در پاورقیها نشان داده شد ، در آخر كتاب‏ فهرست اعلام اشخاص و كتب و اماكن را اضافه كردیم ، دو فهرست هم یكی‏ برای آیات كریمه قرآن و یكی دیگر برای احادیث و اشعار و كلمات مشهور قرار دادیم . از این رو چاپ دوم از چاپ اول بسی كاملتر و جامعتر از آب‏ در آمد و در حدود یك ثلث بر جلد اول اضافه گشت .

15
در چاپ سوم اضافات و اصلاحات بسیار ناچیز و مختصری صورت گرفت كه قابل ذكر نبود . اكنون كه چاپ جدید این كتاب منتشر می‏شود ، یك سلسله تجدید نظرهای دیگری به عمل آمد . این تجدید نظرها نیز همه از نوع اضافات و توضیحات است و كمی هم اصلاحات ، چیزی كم نشده‏ همچنانكه در جوهر مطالب كتاب نیز تغییراتی داده نشده است

16
به نام خدا

مقدمه
لزوم پوشیدگی زن در برابر مرد بیگانه یكی از مسائل مهم اسلامی است . در خود قرآن كریم درباره این مطلب تصریح شده است . علیهذا در اصل مطلب از جنبه اسلامی نمی‏توان تردید كرد
پوشیدن زن خود را از مرد بیگانه یكی از مظاهر لزوم حریم میان مردان و زنان اجنبی است ، همچنانكه عدم جواز خلوت میان اجنبی و اجنبیه یكی دیگر از مظاهر آن است . این بحث را در پنج بخش باید رسیدگی كرد : 1 - آیا پوشش از مختصات اسلام است و پس از ظهور اسلام از مسلمین به‏ غیر مسلمین سرایت كرده است ؟ یا از مختصات اسلام و مسلمین نیست و در میان ملل دیگر قبل از اسلام نیز وجود داشته است ؟ . 2 - علت پوشش چیست ؟
چنانكه می‏دانیم در میان حیوانات هیچگونه حریمی میان جنس نر و جنس‏ ماده وجود ندارد ، آنها آزادانه با یكدیگر معاشرت می‏كنند . قاعده اولی‏ طبیعی این است كه افراد انسان نیز چنین باشند . چه موجبی سبب شده كه میان جنس زن و مرد حریم و حائلی به صورت‏ پوشیدگی زن یا به صورت دیگر به وجود آید ؟

17
اختصاص به پوشش ندارد ، در مطلق اخلاق جنسی جای چنین سؤالی هست
درباره حیا و عفاف نیز همین پرسش هست . حیوانات در مسائل جنسی احساس‏ شرم نمی‏كنند ولی در انسان بالاخص در جنس ماده حیا و شرم وجود دارد
3 - فلسفه پوشش از نظر اسلام
4 - ایرادها و اشكالها
5 - حدود پوشش اسلامی چیست ؟
آیا اسلام طرفدار پرده نشینی زن است همچنانكه لغت " حجاب " بر این‏ معنی دلالت می‏كند ، یا اسلام طرفدار این است كه زن در حضور مرد بیگانه‏ بدن خود را بپوشاند بدون آنكه مجبور باشد از اجتماع كناره‏گیری كند ؟ و در صورت دوم حدود پوشش چقدر است ؟ آیا چهره و دو دست تا مچ نیز باید پوشیده شود یا ماورای چهره و دو دست باید پوشیده شود اما چهره و دو دست‏ تا مچ پوشیدنش لازم نیست ؟ و در هر حال ، آیا در اسلام مسأله‏ای به نام " حریم عفاف " وجود دارد یا نه ؟ یعنی آیا در اسلام مسأله سومی كه نه " پرده نشینی " و " محبوسیت " و نه " اختلاط " باشد وجود دارد یا خیر ؟ و به عبارت دیگر آیا اسلام طرفدار جدا بودن مجامع زنان و مردان است یا نه ؟
اینها پرسشهائی است كه این كتاب بدانها پاسخ می‏گوید

18

بخش اول تاریخچه حجاب :
1 - آیا در میان ملل دیگر قبل از اسلام حجاب بوده است ؟ 2 - وضع حجاب در جاهلیت عرب
3 - حجاب در قوم یهود
4 - حجاب در ایران باستان
5 - حجاب در هند

19

تاریخچه حجاب
اطلاع من از جنبه تاریخی كامل نیست . اطلاع تاریخی ما آنگاه كامل است‏ كه بتوانیم درباره همه مللی كه قبل از اسلام بوده‏اند اظهار نظر كنیم . قدر مسلم اینست كه قبل از اسلام در میان بعضی ملل حجاب وجود داشته است
تا آنجا كه من در كتابهای مربوطه خوانده‏ام در ایران باستان و در میان‏ قوم یهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده‏ سخت‏تر بوده است . اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته است و به‏ وسیله اسلام در عرب پیدا شده است
ویل دورانت در صفحه 30 جلد 12 " تاریخ تمدن " ( ترجمه فارسی ) راجع‏ به قوم یهود و قانون تلمود می‏نویسد :
" اگر زنی به نقض قانون یهود می‏پرداخت چنانكه مثلا بی آنكه چیزی بر سر داشت به میان مردم می‏رفت و یا در شارع عام نخ می‏رشت یا با هر سنخی‏ از مردان درد دل می‏كرد یا صدایش آنقدر بلند بود كه چون در خانه‏اش تكلم‏ می‏نمود همسایگانش می‏توانستند سخنان او را بشنوند ، در آن صورت مرد حق‏ داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد "

21
علیهذا حجابی كه در قوم یهود معمول بوده است از حجاب اسلامی چنانكه‏ بعدا شرح خواهیم داد بسی سخت‏تر و مشكلتر بوده است
در جلد اول " تاریخ تمدن " صفحه 552 راجع به ایرانیان قدیم می‏گوید :
" در زمان زردشت زنان منزلتی عالی داشتند ، با كمال آزادی و با روی‏ گشاده در میان مردم آمد و شد می‏كردند . . . "
آنگاه چنین می‏گوید : " پس از داریوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پیدا كرد
زنان فقیر چون برای كار كردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند آزادی‏ خود را حفظ كردند ولی در مورد زنان دیگر ، گوشه‏نشینی زمان حیض كه‏ برایشان واجب بود رفته رفته امتداد پیدا كرد و سراسر زندگی اجتماعیشان‏ را فرا گرفت ، و این امر خود مبنای پرده‏پوشی در میان مسلمانان به شمار می‏رود . زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز در تخت روان‏ روپوش دارد از خانه بیرون بیایند ، و هرگز به آنان اجازه داده نمی‏شد كه‏ آشكارا با مردان آمیزش كنند . زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را ولو پدر با برادرشان باشد ببینند . در نقشهائی كه از ایران باستان بر جای‏ مانده هیچ صورت زن دیده نمی‏شود و نامی از ایشان به نظر نمی‏رسد . . . "
چنانكه ملاحظه می‏فرمائید حجاب سخت و شدیدی در ایران باستان حكمفرما بوده ، حتی پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده می‏شده‏اند

22
به عقیده ویل دورانت مقررات شدیدی كه طبق رسوم و آئین كهن مجوسی‏ درباره زن حائض اجرا می‏شده كه در اتاقی محبوس بوده ، همه از او در مدت عادت زنانگی دوری می‏جسته‏اند و از معاشرت با او پرهیز داشته‏اند سبب اصلی پیدا شدن حجاب در ایران باستان‏ بوده است . در میان یهودیان نیز چنین مقرراتی درباره زن حائض اجرا می‏شده است
اما اینكه می‏گوید : " و این امر خود مبنای پرده پوشی در میان مسلمانان‏ به شمار می‏رود " منظورش چیست ؟
آیا مقصود اینست كه علت رواج حجاب در میان مسلمانان نیز مقررات‏ خشنی است كه درباره زن حائض اجرا می‏شود ؟ ! همه می‏دانیم كه در اسلام‏ چنین مقرراتی هرگز وجود نداشته است و ندارد . زن حائض در اسلام فقط از برخی عبادات واجب نظیر نماز و روزه معاف است ، و همخوابگی با او نیز در مدت عادت زنانگی جایز نیست ، ولی زن حائض از نظر معاشرت با دیگران هیچگونه ممنوعیتی ندارد كه عملا مجبور به گوشه‏نشینی شود
و اگر مقصود اینست كه حجاب رایج میان مسلمانان عادتی است كه از ایرانیان پس از مسلمان شدنشان به سایر مسلمانان سرایت كرد ، باز هم سخن‏ نادرستی است . زیرا قبل از اینكه ایرانیان مسلمان شوند آیات مربوط به‏ حجاب نازل شده است
از سخنان دیگر ویل دورانت هر دو مطلب فهمیده می‏شود یعنی هم مدعی است‏ كه حجاب به وسیله ایرانیان پس از مسلمان شدنشان در میان مسلمانان رواج‏ یافت و هم مدعی است كه ترك همخوابگی با زن حائض ، در حجاب زنان‏ مسلمان و لااقل در گوشه‏گیری آنان مؤثر بوده است

23
در جلد 11 صفحه 112 ( ترجمه فارسی ) می‏گوید :
" ارتباط عرب با ایران از موجبات رواج حجاب و لواط در قلمرو اسلام‏ بود . عربان از دلفریبی زن بیم داشتند و پیوسته دلباخته آن بودند و نفوذ طبیعی وی را با تردید معمولی مردان درباره عفاف و فضیلت زن تلافی‏ می‏كردند . عمر به قوم خود می‏گفت : با زنان مشورت كنند و خلاف رأی ایشان‏ رفتار كنند . ولی به قرن اول هجری مسلمانان زن را در حجاب نكرده بودند ، مردان و زنان با یكدیگر ملاقات می‏كردند و در كوچه‏ها پهلو به پهلوی‏ می‏رفتند و در مسجد با هم نماز می‏كردند
حجاب و خواجه‏داری در ایام ولید دوم ( 126 - 127 هجری ) معمول شد
گوشه گیری زنان از آنجا پدید آمد كه در ایام حیض و نفاس بر مردان حرام‏ بودند "
در صفحه 111 می‏گوید :
" پیمبر از پوشیدن جامه گشاد نهی كرده بود ، اما بعضی عربان این دستور را ندیده می‏گرفتند . همه طبقات زیورهائی داشتند . زنان پیكر خود را به‏ نیم تنه و كمربند براق و جامه گشاد و رنگارنگ می‏آراستند ، موی خود را به‏ زیبائی دسته می‏كردند یا به دو طرف سر می‏ریختند ، یا به دسته‏ها بافته به‏ پشت سر می‏آویختند و گاهی اوقات با رشته‏های سیاه ابریشم نمایش آنرا بیشتر می‏كردند . غالبا خود را به جواهر و گل می‏آراستند . پس از سال 97 هجری چهره خویش را از زیر چشم به نقاب می‏پوشیدند . از آن پس این عادت‏ همچنان رواج بود "

24
ویل دورانت در جلد 10 " تاریخ تمدن " صفحه 233 راجع به ایرانیان‏ باستان می‏گوید :
" داشتن متعه بلامانع بود . این متعه‏ها مانند معشوقه‏های یونانی آزاد بودند كه در میان مردم ظاهر و در ضیافت مردان حاضر شوند ، اما زنان‏ قانونی معمولا در اندرون خانه نگهداری می‏شدند . این رسم دیرین ایرانی به‏ اسلام منتقل شد "
ویل دورانت طوری سخن می‏گوید كه گوئی در زمان پیغمبر كوچكترین دستوری‏ درباره پوشیدگی در زن وجود نداشته است و پیغمبر فقط از پوشیدن جامه گشاد نهی كرده بوده است ! و زنان مسلمان تا اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم‏ هجری با بی حجابی كامل رفت و آمد می‏كرده‏اند . و حال آنكه قطعا چنین‏ نیست . تاریخ قطعی برخلاف آن شهادت می‏دهد . بدون شك زن جاهلیت همچنان‏ بوده كه ویل دورانت توصیف می‏كند ولی اسلام در این جهت تحولی به وجود آورد . عایشه همواره زنان انصار را اینچنین ستایش می‏كرد : " مرحبا به زنان انصار ، همینكه آیات سوره نور نازل شد یك نفر از آنان دیده نشد كه مانند سابق بیرون بیاید . سر خود را با روسریهای مشكلی‏ می‏پوشیدند . گوئی كلاغ روی سرشان نشسته است " ( 1 )
در سنن ابوداود جلد 2 صفحه 382 همین مطلب را از ام‏سلمه نقل می‏كند با این تفاوت كه ام‏سلمه می‏گوید : " پس از آنكه آیه سوره احزاب ( « یدنین علیهن من جلابیبهن ») نازل‏ شد ، زنان انصار چنین كردند "
" كنت گوبینو " در كتاب سه سال در ایران نیز معتقد است كه حجاب‏ شدید دوره ساسانی ، در دوره اسلام در میان ایرانیان باقی ماند . او معتقد است كه آنچه در ایران ساسانی بوده است تنها پوشیدگی زن نبوده است بلكه‏ مخفی نگه داشتن زن بوده است .

پاورقی : 1 - كشاف ، ذیل آیه 31 از سوره نور

25
مدعی است كه خودسری موبدان و شاهزادگان‏ آن دوره به قدری بود كه اگر كسی زن خوشگلی در خانه داشت نمی‏گذاشت كسی از وجودش‏ آگاه گردد و حتی الامكان او را پنهان می‏كرد زیرا اگر معلوم می‏شد كه چنین‏ خانم خوشگلی در خانه‏اش هست دیگر مالك او و احیانا مالك جان خودش هم‏ نبود
" جواهر لعل نهرو " نخست وزیر فقید هند نیز معتقد است كه حجاب از ملل غیر مسلمان : روم و ایران ، به جهان اسلام وارد شد . در كتاب " نگاهی به تاریخ جهان " جلد اول صفحه 328 ضمن ستایش از تمدن اسلامی ، به‏ تغییراتی كه بعدها پیدا شد اشاره می‏كند و از آنجمله می‏گوید :
" یك تغییر بزرگ و تأسف‏آور نیز تدریجا روی نمود و آن در وضع زنان‏ بود . در میان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت . زنان عرب جدا از مردان و پنهان از ایشان زندگی نمی‏كردند بلكه در اماكن عمومی حضور می‏یافتند ، به مسجدها و مجالس وعظ و خطابه می‏رفتند و حتی خودشان به وعظ و خطابه می‏پرداختند . اما عربها نیز بر اثر موفقیتها تدریجا بیش از پیش‏ رسمی را كه در دو امپراطوری مجاورشان یعنی امپراطوری روم شرقی و امپراطوری ایران وجود داشت اقتباس كردند . عربها امپراطوری روم را شكست دادند و به امپراطوری ایران پایان بخشیدند . اما خودشان هم گرفتار عادات و آداب ناپسند این امپراطوریها گشتند . به قراری كه نقل شده است‏ مخصوصا بر اثر نفوذ امپراطوری قسطنطنیه و ایران بود كه رسم جدائی زنان از مردان و پرده‏نشینی ایشان در میان عربها رواج پیدا كرد . تدریجا سیستم " حرم " آغاز گردید و مردها و زنها از هم جدا گشتند "

26
سخن درستی نیست . فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه‏ مسلمانان غیر عرب ، حجاب از آنچه در زمان رسول اكرم وجود داشت شدیدتر شد نه اینكه اسلام اساسا به پوشش زن هیچ عنایتی‏ نداشته است
از سخنان نهرو بر می‏آید كه رومیان نیز ( شاید تحت تأثیر قوم یهود ) حجاب داشته‏اند و رسم حرمسراداری نیز از روم و ایران به دربار خلفای‏ اسلامی راه یافت . این نكته را دیگران نیز تأیید كرده‏اند
در هند نیز حجاب سخت و شدیدی حكمفرما بوده است ولی درست روشن نیست‏ كه قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است و یا بعدها پس از نفوذ اسلام‏ در هند رواج یافته است و هندوان غیر مسلمان تحت تأثیر مسلمانان و مخصوصا مسلمانان ایرانی حجاب زن را پذیرفته‏اند . آنچه مسلم است اینست‏ كه حجاب هندی نیز نظیر حجاب ایران باستان سخت و شدید بوده است . از گفتار ویل دورانت در جلد دوم تاریخ تمدن بر می‏آید كه حجاب هندی به‏ وسیله ایرانیان مسلمان در هند رواج یافته است
نهرو پس از سخنانی كه از او نقل كردیم می‏گوید : " متأسفانه این رسم ناپسند كم‏كم یكی از خصوصیات جامعه اسلامی شد و هند نیز وقتی مسلمانان بدینجا آمدند آنرا آموخت "
به عقیده نهرو حجاب هند به واسطه مسلمانان به هند آمده است
ولی اگر تمایل به ریاضت و ترك لذت را یكی از علل پدید آمدن حجاب‏ بدانیم باید قبول كنیم كه هند از قدیمترین ایام حجاب را پذیرفته است
زیرا هند از مراكز قدیم ریاضت و پلید شمردن لذات مادی بوده است

27
راسل در " زناشوئی و اخلاق " صفحه 135 می‏گوید : " اخلاق جنسی آنچنان كه در جوامع متمدن دیده می‏شود از دو منبع سرچشمه‏ می‏گیرد : یكی تمایل به اطمینان پدری ، و دیگری اعتقاد مرتاضانه به خبیث‏ بودن عشق . اخلاق جنسی در اعصار ماقبل مسیحیت و در ممالك خاور دور تا به‏ امروز فقط از منبع اول منشعب می‏شود ، و استثنای آن هند و ایران است كه‏ ظاهرا ریاضت طلبی در آنجا پدید آمده و در سراسر جهان پراكنده شده است‏ " . به هر حال آنچه مسلم است اینست كه قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتكر آن نیست ، اما اینكه حدود حجاب اسلامی با حجابی‏ كه در ملل باستانی بود یكی است یا نه ؟ و دیگر اینكه علت و فلسفه‏ای كه‏ از نظر اسلام حجاب را لازم می‏سازد همان علت و فلسفه است كه در جاهای‏ دیگر جهان منشأ پدید آمدن حجاب شده است یا نه ؟ مطالبی است كه در قسمتهای بعدی به تفصیل درباره آنها سخن خواهیم گفت

28

بخش دوم علل پیدا شدن حجاب :
1 - ریشه فلسفی
2 - ریشه اجتماعی
3 - ریشه اقتصادی
4 - ریشه اخلاقی
5 - ریشه روانی
6 - تدبیر غریزی شگفت انگیز زن

29

علت پیدا شدن حجاب
علت و فلسفه پیدا شدن حجاب چیست ؟ چطور شد كه در میان همه یا بعضی‏ ملل باستانی پدید آمد ؟ اسلام كه دینی است كه در همه دستورهای خویش‏ فلسفه و منظوری دارد چرا و روی چه مصلحتی حجاب را تأیید و یا تأسیس كرد ؟ . مخالفان حجاب سعی كرده‏اند جریانات ظالمانه‏ای را به عنوان علت پیدا شدن حجاب ذكر كنند ، و در این جهت میان حجاب اسلامی و غیر اسلامی فرق‏ نمی‏گذارند ، چنین وانمود می‏كنند كه حجاب اسلامی نیز از همین جریانات‏ ظالمانه سرچشمه می‏گیرد
در باب علت پیدا شدن حجاب نظریات گوناگونی ابراز شده است و غالبا این علتها برای ظالمانه یا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذكر شده است . ما مجموع آنها را ذكر می‏كنیم . نظریاتی كه به دست آورده‏ایم بعضی فلسفی و بعضی اجتماعی و بعضی اخلاقی و بعضی اقتصادی و بعضی روانی است كه ذیلا ذكر می‏شود :
1 - میل به ریاضت و رهبانیت ( ریشه فلسفی )

31
2 - عدم امنیت و عدالت اجتماعی ( ریشه اجتماعی )
3 - پدرشاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منافع‏ اقتصادی مرد ( ریشه اقتصادی )
4 - حسادت و خودخواهی مرد ( ریشه اخلاقی )
5 - عادت زنانگی زن و احساس او به اینكه در خلقت از مرد چیزی كم‏ دارد ، به علاوه مقررات خشنی كه در زمینه پلیدی او و ترك معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است ( ریشه روانی )
علل نامبرده یا به هیچ وجه تأثیری در پیدا شدن حجاب در هیچ نقطه از جهان نداشته است و بی جهت آنها را به نام علت حجاب ذكر كرده‏اند و یا فرضا در پدید آمدن بعضی از سیستمهای غیر اسلامی تأثیر داشته است در حجاب‏ اسلامی تأثیر نداشته است یعنی حكمت و فلسفه‏ای كه در اسلام سبب تشریع‏ حجاب شده نبوده است
همانطور كه ملاحظه می‏شود مخالفان حجاب گاهی آن را زائیده یك طرز تفكر فلسفی خاص درباره جهان و لذات جهان معرفی می‏كنند و گاهی ریشه سیاسی و اجتماعی برای آن ذكر می‏كنند و گاهی آنرا معلول علل اقتصادی می‏دانند و گاهی جنبه‏های خاص اخلاقی یا روانی را در پدید آمدن آن دخالت می‏دهند

32
ما هر یك از این علل را ذكر و سپس انتقاد می‏كنیم و ثابت می‏كنیم كه‏ اسلام در فلسفه اجتماعی خود به هیچیك از این جهات نظر نداشته است و هیچیك از آنها با مبانی مسلم و شناخته شده اسلام وفق نمی‏دهد و در خاتمه به یك علت اساسی اشاره می‏كنیم كه از نظر ما موجه‏ترین آنها به شمار می‏رود

33

ریاضت و رهبانیت
ارتباط مسأله پوشش با فلسفه ریاضت و رهبانیت از این جهت است كه‏ چون زن بزرگترین موضوع خوشی و كامرانی بشر است ، اگر زن و مرد معاشر و محشور با یكدیگر باشند ، خواه ناخواه دنبال لذتجوئی و كامیابی می‏روند
پیروان فلسفه رهبانیت و ترك لذت برای اینكه محیط را كاملا با زهد و ریاضت سازگار كنند بین زن و مرد حریم قائل شده پوشش را وضع كرده‏اند ، كما اینكه با چیزهای دیگری هم كه نظیر زن محرك لذت و بهجت بوده است‏ مبارزه كرده‏اند . پدید آمدن پوشش طبق این نظریه ، دنباله و نتیجه پلید دانستن ازدواج و مقدس شمردن عزوبت است
ایده ریاضت و ترك دنیا همانطوری كه در موضوع مال ، فلسفه فقر طلبی و پشت پا زدن به همه وسائل مادی را به وجود آورده است ، در مورد زن فلسفه‏ تجرد طلبی و مخالفت با جمال را ایجاد كرده است . بلند نگهداشتن مو كه‏ در میان سیكها ، هندوها و بعضی‏ها در اویش معمول است نیز از مظاهر مخالفت با جمال و مبارزه با شهوت و از ثمرات فلسفه طرف لذت و میل به‏ ریاضت است . می‏گویند كوتاه كردن و ستردن مو ، سبب فزونی رغبت جنسی‏ می‏گردد و بلند كردن آن موجب تقلیل و كاهش آن است

34
در اینجا بد نیست قسمتی از گفته برتراند راسل را در این موضوع بیاوریم‏ . وی در كتاب " زناشوئی و اخلاق " صفحه 30 می‏گوید :
" بخصوص در قرون اول مسیحیت این طرز فكر سن پول ( بولس مقدس ) از طرف كلیسا اشاعه تمام یافت و تجرد مفهوم تقدس به خود گرفت و عده‏ بیشماری راه بیابان پیش گرفتند تا شیطان را منكوب سازند ، شیطانی كه هر آن ذهن آنان را از تخیلات شهوانی مملو می‏ساخت . كلیسا ضمنا با استحمام‏ به مبارزه پرداخت زیرا خطوط بدن ، انسان را به طرف گناه می‏راند . كلیسا چرك بدن را تحسین كرده رایحه بدن صورت بوی تقدس را به خود گرفت زیرا باز به نظر سن پول نظافت بدن و آرایش آن با نظافت روح منافات دارد
شپش مروارید خدا شناخته شد . . . "
اینجا این پرسش پیش می‏آید كه اساسا علت تمایل بشر به ریاضت و رهبانیت چیست ؟ بشر طبعا باید كامجو و لذت طلب باشد . پرهیز از لذت‏ و محروم كردن خود باید دلیلی داشته باشد
چنانكه می‏دانیم رهبانیت و دشمنی با لذت جریانی بوده كه در بسیاری از نقاط جهان وجود داشته است . از جمله مراكز آن در مشرق زمین ، هندوستان ، و در مغرب زمین یونان بوده است . نخله " كلبی " كه یكی از نخله‏های‏ فلسفی است و در یونان رواج داشته است ، طرفدار " فقر " و مخالف لذت‏ مادی بوده است ( 1 )

پاورقی : 1 - سرسلسله كلبیون یكی از شاگردان سقراط است به نام " انتیس طینس‏ " . او مانند استاد خود غایت وجود را در كسب فضیلت دانست ولی فضیلت‏ را در ترك همه تمتعات جسمانی و روحانی می‏دانست . گفته‏اند : " از این‏ جهت او و پیروانش را كلبیون می‏گفتند كه گفتگوهای " انتیس طینس " در محلی از شهر آتن‏ واقع می‏شد كه به مناسباتی آنجا را " سگ سفید " می‏خواندند . و نیز به‏ سبب اینكه پیروان او در شیوه انصراف از دنیا و اعراض از علائق دنیوی‏ چنانكه مبالغه كردند كه از آداب و رسوم معاشرت و لوازم زندگانی متمدن‏ نیز دست برداشته حالت دام و دد اختیار نمودند ، با لباس كهنه و پاره و سر و پای برهنه و موی ژولیده ( مانند هیپی‏های عصر ما ) میان مردم می‏رفتند و در گفتگو هر چه بر زبان می‏گذشت بی ملاحظه می‏گفتند ، بلكه در زخم زبان‏ اصرار داشتند و به فقر و تحمل رنج و درد ، سرفرازی می‏كردند و همه قیود و حدودی كه مردم در زندگانی اجتماعی بدان مقید شده‏اند ترك كرده حالت‏ طبیعی را پیشه خود ساخته بودند " . ( سیر حكمت در اروپا ، جلد اول صفحه‏ 70 )

35
یكی از علل پدید آمدن اینگونه افكار و عقاید ، تمایل بشر برای وصول به‏ حقیقت است . این تمایل در بعضی افراد فوق العاده شدید است ، و اگر با این عقیده ضمیمه گردد كه كشف حقیقت از برای روح آنگاه حاصل می‏شود كه‏ بدن و تمایلات بدنی و جسمانی مقهور گردد ، قهرا منجر به ریاضت و رهبانیت می‏گردد . به عبارت دیگر ، این اندیشه كه وصول به حق جزا از راه‏ فنا و نیستی و مخالفت با هوای نفس میسر نیست ، علت اصلی پدید آمدن‏ ریاضت و رهبانیت است
علت دیگر پدیده ریاضت آمیخته بودن لذات مادی به پاره‏ای از رنجهای‏ معنوی است . بشر دیده است كه همواره در كنار لذتهای مادی یك عده‏ رنجهای روحی وجود دارد . مثلا دیده است كه هر چند داشتن ثروت موجب یك‏ سلسله خوشیها و كامرانیها است اما هزاران ناراحتیها و اضطرابها و تحمل‏ ذلتها در تحصیل و در نگهداری آن وجود دارد .

36
بشر دیده است كه آزادی و استغناء و علو طبع خود را به واسطه این لذات مادی از دست می‏دهد . از اینرو از همه آن لذات چشم پوشیده تجرد و استغناء را پیشه خود ساخته است
شاید در ریاضت هندی ، عامل اول ، و در فقر طلبی كلبی یونانی عامل دوم‏ بیشتر مؤثر بوده است
علل دیگری نیز برای پدید آمدن ریاضت و گریز از لذت ذكر كرده‏اند . از آنجمله اینكه محرومیت و شكست در موفقیتهای مادی مخصوصا شكست در عشق ، سبب توجه به ریاضت می‏گردد . روح بشر پس از این نوع شكستها انتقام خود را از لذتهای مادی بدین صورت می‏گیرد كه آنها را پلید می‏شناسد و فلسفه‏ای‏ برای پلیدی آنها می‏سازد
افراط در خوشگذرانی و كامجوئی عامل دیگر توجه به ریاضت است . ظرفیت‏ جسمانی انسان برای لذت محدود است . افراط در كامجوئی و لذات جسمانی و تحمیل بیش از اندازه ظرفیت بر بدن موجب عكس العمل شدید روحی مخصوصا در سنین پیری می‏گردد . خستگی ، سرخوردگی به وجود می‏آورد
تأثیر این دو علت را نباید انكار كرد ولی مسلما اینها علت منحصر نمی‏باشند . تأثیر این دو علت بدین نحو است كه پس از شكستها و عدم‏ موفقیتها ، و یا خستگیها و فرسودگیها ، اندیشه وصول به حقیقت در روح‏ بیدار می‏گردد . توجه به مادیات و غرق شدن در اندیشه‏های مادی خود مانعی‏ است برای اینكه انسان درباره ازلیت و ابدیت و حقیقت جاودانی بیاندیشد و در این جهت فكر و تلاش كند كه از كجا آمده‏ام و در كجا هستم و به كجا می‏روم ؟ اما همینكه به واسطه شكست و یا خستگی ، حالت گریز و بی رغبتی‏ نسبت به مادیات در روح پدید آمد ، اندیشه در مطلقات بلامزاحم مانده جان‏ می‏گیرد . این دو عامل همیشه به كمك عامل اول سبب توجه به ریاضت می‏شود . و البته بعضی از افرادی كه به سوی ریاضت كشیده می‏شوند تحت تأثیر این‏ دو عامل می‏باشند نه همه آنها

37

بررسی
اكنون ببینیم از نظر اسلام و طرز تفكری كه اسلام به جهان عرضه داشته است‏ آیا چنین تعلیل و توجیهی برای پوشش صحیح است ؟
اسلام خوشبختانه یك طرز تفكر و جهانبینی روشن دارد ، نظرش درباره‏ انسان و جهان و لذت روشن است و به خوبی می‏توان فهمید كه آیا چنین‏ اندیشه‏ای در جهانبینی اسلام وجود دارد یا نه ؟
ما منكر نیستیم كه رهبانیت و ترك لذت در نقاطی از جهان وجود داشته‏ است و شاید بتوان پوشش زن را در جاهائی كه چنین فكری حكومت می‏كرده‏ است از ثمرات آن دانست ، ولی اسلام كه پوشش را تعیین كرد نه در هیچ جا به چنین علتی استناد جسته است و نه چنین فلسفه‏ای با روح اسلام و با سایر دستورهای آن قابل تطبیق است

38
اصولا اسلام با فكر ریاضت و رهبانیت سخت مبارزه كرده است و این مطلب‏ را مستشرقین اروپائی هم قبول دارند . اسلام به نظافت تشویق كرده ، به جای‏ اینكه شپش را مروارید خدا بشناسد گفته است : " « النظافة من اعیمان » " . پیغمبر اكرم شخصی‏ را دید در حالی كه موهایش ژولیده و جامه‏هایش چركین بود و بد حال می‏نمود . فرمود : " « من الدین المتعة » " ( 1 ) یعنی تمتع و بهره بردن از نعمتهای خدا جزو دین است . و هم آنحضرت فرمود : " « بئس العبد القاذوره » " ( 2 ) یعنی بدترین بنده شخص چركین و كثیف است
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود : " « ان الله جمیل یحب الجمال » " ( 3 ) خداوند زیبا است و زیبائی را دوست می‏دارد . امام صادق فرمود : " خداو ند زیبا است و دوست می‏دارد كه بنده‏ای خود را بیاراید و زیبا نماید و بر عكس ، فقر را و تظاهر به فقر را دشمن می‏دارد . اگر خداوند نعمتی به‏ شما عنایت كرد باید اثر آن نعمت در زندگی شما نمایان گردد . به آنحضرت‏ گفتند چگونه اثر نعمت خدا نمایان گردد ؟ فرمود به اینكه جامه شخص نظیف‏ باشد ، بوی خوش استعمال كند ، خانه خود را با گچ سفید كند ، بیرون خانه‏ را جاروب كند ، حتی پیش از غروب چراغها را روشن كند كه بر وسعت رزق‏ می‏افزاید " ( 4 )
در قدیمی‏ترین كتابهائی كه در دست داریم مانند " كافی " كه یادگار هزار سال پیش است ، بحثی تحت عنوان " باب الزی و التجمل " وجود دارد . اسلام به كوتاه كردن و شانه كردن مو و به كار بردن بوی خوش و روغن‏ زدن به سر سفارشهای اكید كرده است

پاورقی : 1 - وسائل جلد اول صفحه . 277 2 و 3 - وسائل جلد اول صفحه . 277 4 - وسائل جلد اول صفحه . 278

39
عده‏ای از اصحاب رسول اكرم به خاطر اینكه بهتر و بیشتر عبادت كنند و از لذات روحانی بهره‏مند شوند ترك زن و فرزند كردند ، روزها روزه‏ می‏گرفتند و شبها عبادت می‏كردند . همینكه رسول خدا آگاه شد آنها را منع‏ كرد و گفت من كه پیشوای شما هستم چنین نیستم ، بعضی روزها روزه می‏گیرم ، بعضی روزها افطار می‏كنم ، بعضی روزها افطار می‏كنم ، قسمتی از شب را عبادت می‏كنم و قسمتی دیگر نزد زنهای خود هستم . همین عده از رسول خدا اجازه خواستند كه برای اینكه ریشه تحریكات جنسی را از وجود خود بكنند ، خود را اخته كنند . رسول اكرم اجازه نداد ، فرمود در اسلام این كارها حرام‏ است
روزی سه زن به حضور رسول اكرم آمده از شوهران خود شكایت كردند . یكی‏ گفت شوهر من گوشت نمی‏خورد . دیگری گفت شوهر من از بوی خوش اجتناب‏ می‏كند . سومی گفت شوهر من از زنان دوری می‏كند . رسول خدا بیدرنگ در حالی كه به علامت خشم ردایش را به زمین می‏كشید ، از خانه به مسجد رفت و بر منبر آمد و فریاد كرد : چه می‏شود گروهی از یاران مرا كه ترك گوشت و بوی خوش و زن كرده‏اند ؟ ! همانا من خودم هم گوشت می‏خورم و هم بوی خوش‏ استعمال می‏كنم و هم از زنان بهره می‏گیرم . از روش من اعراض كند از من‏ نیست ( 1 )

پاورقی : 1 - " كافی " تألیف محمد بن یعقوب كلینی جلد 5 صفحه 496 ، و وسائل‏ جلد 3 ص . 14 برای روایات نهی از تبتل و اختصا ( رهبانیت و خود را اخته كردن ) رجوع شود به " صحیح بخاری " جلد 7 صفحات 4 و 5 و 40 و " صحیح مسلم " جلد 4 صفحه 129 و " جامع ترمذی " چاپ هند صفحه 173

40
دستور كوتاه كردن لباس - برخلاف معمول اعراب كه لباسهایشان به قدری‏ بلند بود كه زمین را جاروب می‏كرد - به خاطر نظافت است كه در اولین‏ آیات نازله بر رسول اكرم بیان شده است : « و ثیابك فطهر »( 1 )
همچنین استحباب پوشیدن جامه سفید یكی به خاطر زیبائی است و دیگر به‏ خاطر پاكیزگی است ، زیرا لباس سفید چرك را بهتر نمایان می‏سازد و به‏ همین موضوع در روایات اشاره شده است : « البسوا البیاض فانه اطیب و اطهر » . ( 2 ) رسول اكرم هنگامی كه می‏خواست نزد اصحابش برود به آئینه‏ نگاه می‏كرد ، موهای خود را شانه و مرتب می‏ساخت و می‏گفت خداوند دوست‏ می‏دارد بنده‏اش را كه وقتی كه به حضور دوستان خود می‏رود خود را آماده و زیبا سازد ( 3 ) . ، یعنی لباس سفید بپوشد كه زیباتر و پاكیزه‏تر است
قرآن كریم آفرینش وسائل تجمل را از لطفهای خدا نسبت به بندگانش‏ قلمداد كرده است و تحریم زینتهای دنیا بر خود ، سخت مورد انتقاد قرآن‏ قرار گرفته است : " « قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبات‏ من الرزق »" ( 4 ) .

پاورقی : 1 - جامه‏های خویش را پاكیزه گردان . سوره المدثر ، آیه . 4 2 - وسائل ، جلد اول صفحه . 280 3 - وسائل ، جلد اول صفحه . 278 4 - بگو چه كسی زینتهائی كه خدا برای بندگان خود آفریده و روزیهای‏ پاكیزه را حرام كرده است ؟ سوره الاعراف ، آیه . 32

41
در احادیث اسلامی آمده است كه ائمه اطهار با متصوفه كرارا مباحثه كرده و مرام آنان را با استناد به همین آیه باطل نشان داده‏اند
اسلام التذاذ و كامجوئی زن و شوهر از یكدیگر را نه تنها تقبیح نكرده‏ است ، ثوابهائی هم برای آن قائل شده است . شاید برای یك نفر فرنگی‏ شگفت انگیز باشد اگر بشنود اسلام مزاح و ملاعبه زن و شوهر ، آرایش كردن‏ زن برای شوهر ، پاكیزه كردن شوهر خود را برای زن مستحب می‏داند . در قدیم‏ كه به پیروی از كلیسا همه گونه التذاذات شهوانی را تقبیح می‏كردند ، این‏ حرفها را تخطئه كرده حتی مسخره می‏دانستند
اسلام التذاذات جنسی در غیر محدوده ازدواج قانونی را به شدت منع‏ فرموده است و آن خود فلسفه خاصی دارد كه بعد توضیح خواهیم داد ، ولی‏ لذت جنسی در حدود قانون را تحسین كرده است تا جائی كه فرموده دوست‏ داشتن زن از صفات پیغمبران است : « من اخلاق الانبیاء حب النساء » (2)
در اسلام زنی كه در آرایش و زینت خود برای شوهر كوتاهی كند ، نكوهش‏ شده است كما اینكه مردانی كه در ارضاء زن خود كوتاهی می‏كنند نیز نكوهش‏ شده‏اند

پاورقی : 1 - رجوع شود به وسائل جلد 1 صفحه . 279 2 - وسائل الشیعه جلد 3 صفحه . 3

42
حسن بن جهم می‏گوید : بر حضرت موسی بن جعفر علیه السلام وارد شدم ، دیدم‏ خضاب فرموده است . گفتم رنگ مشكی به كار برده‏اید ؟ فرمود : بلی ، خضاب و آرایش در مرد موجب افزایش پاكدامنی در همسر او است . برخی از زنان به این جهت كه شوهرانشان خود را نمی‏آرایند ، عفاف را از دست می‏دهند ( 1 )
حدیث دیگری از پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل شده كه : « تنظفوا و لا تشبهوا بالیهود »
یعنی نظیف باشید و خودتان را شبیه به یهود نكنید . بعد فرمود زنان‏ یهودی كه زناكار شدند بدان جهت بود كه شوهرانشان كثیف بودند و مورد رغبت واقع نمی‏شدند . خودتان را پاكیزه كنید تا زنانتان به شما راغب‏ گردند عثمان بن مظعون یكی از اكابر صحابه رسول اكرم است ، خواست به تقلید از راهبان ، به اصطلاح تارك دنیا شود ، ترك زن و زندگی كرد و لذتها را بر خویش تحریم ساخت
همسرش نزد رسول خدا آمده عرض كرد یا رسول الله ! عثمان روزها را روزه‏ می‏گیرد و شبها به نماز بر می‏خیزد . پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله‏ خشمگین شده برخاست به نزد وی آمد . عثمان مشغول نماز بود . صبر كرد تا نمازش تمام شد ، فرمود : ای عثمان خدا مرا به رهبانیت دستور نفرموده‏ است . دین من روشی منطبق بر واقعیت و در عین حال ساده و آسان است . " « لم یرسلنی الله تعالی بالرهبانیة و لكن بعثنی بالحنیفیة السهلة السمحة» " ( 3 ) یعنی خداوند مرا برای رهبانیت و ریاضت نفرستاده است ، مرا برای شریعتی فطری و آسان و با گذشت فرستاده است .

پاورقی : 1 - كافی جلد 5 صفحه . 567 2 - نهج الفصاحه
3 - كافی جلد 5 صفحه . 494

43
من نماز می‏خوانم و روزه می‏گیرم و با همسرانم نیز مباشرت دارم . هر كس كه دین مطابق با فطرت‏ مرا دوست می‏دارد باید از من پیروی كند . ازدواج یكی از سنتهای من است

44

عدم امنیت
ریشه دیگری كه برای به وجود آمدن پوشش ذكر كرده‏اند ناامنی است . در زمانهای قدیم بیعدالتی و ناامنی بسیار بوده است . دست تجاوز زورمندان و قلدران به مال و ناموس مردم بیباكانه دراز بوده است . مردم اگر پول و ثروتی داشتند ناچار بودند به صورت دفینه در زیر خاك پنهان كنند . علت‏ مخفی ماندن گنجها اینست كه صاحبان طلا و ثروت جرأت نمی‏كردند كه حتی‏ بچه‏های خود را از پنهانگاه ثروت خود آگاه سازند . می‏ترسیدند كه راز آنها به وسیله بچه‏ها فاش شود و مورد تجاوز و گزند قلدران واقع شوند . بدین‏ ترتیب گاهی اتفاق می‏افتاد كه پدر با مرگ ناگهانی از دنیا می‏رفت و فرصت نمی‏كرد اسرار خود را به فرزندش بسپارد . قهرا دارائی او در زیر خاكها مدفون می‏ماند . جمله معروف استر ذهبك و ذهابك و مذهبك : پول و مسافرت و عقیده خود را آشكار نكن ، یادگار آن زمانها است

45
همانطور كه در مورد ثروت امنیت نبود ، راجع به زن هم امنیت وجود نداشت . هر كس زن زیبائی داشت ناچار بود او را از نظر زورمندان مخفی نگهدارد . زیرا اگر آنها اطلاع پیدا می‏كردند . او دیگر مالك زن خود نبود
ایران دوره ساسانی ناظر جنایتها و فجایع عجیبی در این زمینه بوده است‏ . شاهزادگان و موبدان و حتی كدخداها و اربابها هرگاه از وجود زن زیبائی‏ در یك خانه مطلع می‏شدند به آن خانه می‏ریختند و زن را از خانه شوهرش‏ بیرون می‏كشیدند . در آن موقع سخن از پوشش و حجاب نبود . سخن از به‏ اصطلاح قایم كردن و مخفی داشتن زن بود كه احدی نفهمد . ویل دورانت در كتاب " تاریخ تمدن " قضایای شرم‏آوری در این باره از ایران قدیم نقل‏ می‏كند . كنت گوبینو در كتاب " سه سال در ایران " می‏گوید : حجابی كه‏ هم اكنون در ایران است بیش از آن اندازه كه مستند به اسلام باشد مستند به ایران قبل از اسلام است . و می‏نویسد كه در ایران قدیم مردم هیچ امنیتی‏ در مورد زنها نداشتند
درباره انوشیروان - كه به غلط او را عادل خوانده‏اند - نقل شده كه وقتی‏ یكی از سرهنگان ارتش او زنی زیبا داشت . انوشیروان به قصد تجاوز به زن‏ او در غیاب او به خانه‏اش رفت . زن جریان را برای شوهر خود نقل كرد
بیچاره شوهر ، دید زنش را كه از دست داده سهل است جانش نیز در خطر است . فورا زن خویش را طلاق گفت . وقتی انوشیروان مطلع شد كه وی زنش‏ را طلاق داده است به او گفت شنیدم یك بوستان بسیار زیبائی داشته‏ای و اخیرا آن را رها كرده‏ای ، چرا ؟ گفت جای پای شیر در آن بوستان دیدم‏ ترسیدم مرا بدرد . انوشیروان خندید و گفت دیگر آن شیر به آن بوستان‏ نخواهد آمد

46
این نا امنی‏ها اختصاص به ایران و به زمانهای قدیم نداشته است
داستان اذان نیمه شب كه در " داستان راستان " آورده‏ایم نشان می‏دهد كه‏ چگونه مشابه این جریانها در دوران تسلط مردم ماوراء النهر بر دستگاه‏ خلافت بغداد ، در بغداد هم رواج داشته است . در همین زمانها نزدیك‏ خودمان یكی از شاهزادگان در اصفهان از اینگونه تجاوزها زیاد داشته است و مردم اصفهان قصه‏های زیادی از زمان حكومت او نقل می‏كنند

بررسی
ما وجود نا امنی‏ها و بیعدالتی‏های زمان گذشته و تأثیر آنها را در مخفی‏ كردن زن منكر نیستیم

47
مسلما حجابهای افراطی و عقائد افراطی درباره پوشیدن زن معلول همین نوع‏ جریانهای تاریخی است . ولی باید ببینیم آیا فلسفه پوشش زن در اسلام همین‏ " قر " می‏زنند و او را از شوهر و فرزند آواره می‏كنند . اینگونه حوادث‏ و یا حوادثی از قبیل ربودن زنان و دختران به وسیله تا كسی یا وسیله دیگر زیاد اتفاق می‏افتد و در روزنامه‏ها می‏خوانیم . در روزنامه اطلاعات مورخ 6 أ 47 / 9 تحت عنوان " زنان امریكا در معرض خطر حملات جنسی " می‏نویسد : . " واشنگتن آسوشیتدپرس - سه پزشك محقق امریكائی در گزارشی كه برای‏ دولت امریكا تهیه كرده‏اند اعلام نموده‏اند كه در میان ایالات امریكا لوس‏آنجلس از لحاظ میزان " زنای به عنف " مقام اول را دارد و واشنگتن‏ مقام سیزدهم را حائز است . البته این بدان معنی نیست كه زنان و دختران‏ در واشنگتن از حملات جنسی در امانند ، اما امنیت آنها از بسیاری از شهرهای بزرگ امریكا بیشتر است . در هر صد هزار جمعیت لوس‏آنجلس 52 مورد زنای به عنف وجود دارد . در حالی كه در واشنگتن این رقم 17 / 7 می‏باشد . در نیویورك در مدت شش ماه 3000 شكایت از هتك ناموس به زور به اداره پلیس رسیده است . سن این عده شاكیان بین شش سال تا هشتاد و هشت سال بوده و قسمت اعظم شاكیان چهارده ساله بوده‏اند "
پس این ادعا كه در عصر ما امنیت ناموسی كامل برقرار است و صاحبان‏ نوامیس باید از این نظر خاطرشان جمع باشد یاوه‏ای بیش نیست
ثانیا فرض كنیم امنیت ناموسی كامل در جهان برقرار شده و تجاوز به‏ عنف دیگر وجود ندارد و هر تجاوزی كه به نوامیس مردم می‏شود از روی رضای‏ طرفین است ، ریشه نظر اسلام درباره پوشش چیست ؟ آیا نظر اسلام به عدم‏ امنیت بوده تا گفته شود اكنون كه امنیت كامل برقرار شده دلیلی برای‏ پوشش نیست ؟

48
مسلما علت دستور پوشش در اسلام عدم امنیت نبوده است . لااقل علت‏ منحصر و اساسی ، عدم امنیت نبوده است ، زیرا این امر نه در آثار اسلامی‏ به عنوان علت پوشش معرفی شده است و نه چنین چیزی با تاریخ تطبیق می‏كند . در میان اعراب جاهلیت پوشش نبود و در عین حال امنیت فردی به واسطه‏ زندگی خاص قبیله‏ای و بدوی وجود داشت . یعنی در همان وقت كه در ایران‏ ناامنی فردی و تجاوز به ناموسی به حد اعلی وجود داشت و پوشش هم بود ، در عربستان ، اینگونه تجاوز بین افراد قبائل وجود نداشت
امنیتی كه در زندگی قبیله‏ای وجود نداشت امنیت اجتماعی یعنی امنیت‏ گروهی بود و اینگونه عدم امنیت‏ها را پوشش نمی‏تواند چاره نماید . به این‏ معنی كه قبیله‏ای به قبیله دیگر شبیخون می‏زد . در این شبیخونها كه به‏ وسیله قبیله بیگانه انجام می‏شد همه چیز دستخوش غارت می‏گردید ، هم مرد اسیر می‏شد و هم زن ، پوشش زن برای او امنیت نمی‏آورد
زندگی اعراب جاهلیت با همه تفاوت عظیم و فاحشی كه با زندگی صنعتی و ماشینی عصر ما داشته ، از این جهت مانند عصر ما بوده یعنی فحشا و زنا حتی در مورد زنان شوهردار فراوان بوده است . ولی به خاطر یك نوع‏ دموكراسی و نبودن حكومت استبدادی ، كسی زن كسی را به زور از خانه‏اش‏ بیرون نمی‏كشید . با این تفاوت كه نوعی عدم امنیت فردی در زندگی ماشینی‏ امروز هست كه در آن عصر نبود

49
پوشش ، برای جلوگیری از تجاوز كسانی است كه در یك جا زندگی می‏كنند . بر حسب خوی و عادت قبیله‏ای بین افراد یك قبیله‏ اینجور تجاوزها وجود نداشته است . لهذا نمی‏توانیم بگوئیم كه اسلام صرفا به خاطر برقرار ساختن امنیت دستور پوشش را وضع كرد
فلسفه اساسی پوشش چیز دیگر است كه توضیح خواهیم داد . در عین حال‏ نمی‏خواهیم بگوئیم كه مسأله امنیت زن از گزند تجاوز مرد به هیچ وجه مورد توجه نبوده است . بعدا در آنجا كه به تفسیر آیه " جلباب " می‏پردازیم‏ ، خواهیم دید كه قرآن كریم بدین اصل توجه داشته است . مدعی این موضوع‏ نیز نیستیم كه در عصر ما این فلسفه بی مورد است و امنیت كامل برای زن‏ از ناحیه تجاوزات مردانه برقرار است . تجاوزات به عنف كه در كشورهای‏ به اصطلاح پیشرفته همه روزه رخ می‏دهد ، در روزنامه های ما هم منعكس است‏ را خلق كردند

50
گویندگان این سخن ، سعی كرده‏اند مسائل دیگری از قبیل نفقه و مهر را نیز براساس مالكیت مرد نسبت به زن توجیه كنند

51
در كتاب " انتقاد بر قوانین اساسی و مدنی ایران " صفحه 27 می‏نویسد :
" هنگامی كه قانون مدنی ایران تدوین شد هنوز از برده فروشی در بعضی از نقاط دنیا اثری به جا بود و در ایران نیز با اینكه این كار علی الظاهر از میان رفته بود ولی باز در مغز قانونگزاران آثاری از برده‏فروشی و آزار به زیر دستان وجود داشت . زن را در آن دوره چون " مستأجره " می‏پنداشتند . زن حق نداشت با مردان نشست و برخاست كند و در اجتماعات‏ راه یابد و به مقامات دولتی برسد . اگر صدای زن را نامحرم می‏شنید آن زن‏ بر شوی خود حرام می‏شد . خلاصه مردان آن دوره زن را چون ابزاری می‏دانستند كه كار او منحصرا رسیدگی به امور خانه و پروردن فرزند بود و هنگامی كه‏ این ابزار می‏خواست از خانه بیرون برود او را سر تا پا در چادری سیاه‏ می‏پیچانیدند و روانه بازار یا خیابان می‏كردند "
علائم و نشانه‏های افترا و غرض و مرض از اتمام این نوشته پیداست . كی‏ و كجا چنین قاعده‏ای وجود داشت كه اگر صدای زن را نامحرم می‏شنید بر شوی‏ خود حرام می‏شد ؟ آیا در جامعه‏ای كه دائما سخنرانان مذهبیش از بالای منابر خطابه زهرای مرضیه را در مسجد مدینه و خطابه‏های زینب كبرا را در كوفه و شام به گوش مردم می‏رسانند ، ممكن است چنین فكری در میان مردم آن جامعه‏ پیدا شود ؟ ! كی و كجا زن در ایران اسلامی برده مرد بوده است ؟ همه‏ می‏دانند كه در خانواده‏های مسلمان بیش از آنكه زن در خدمت مرد باشد ، مرد به حكم وظیفه اسلامی در خدمت زن بوده وسیله آسایش او را فراهم‏ می‏كرده است . زن در خانواده‏هائی مورد اهانت و تحقیر و ظلم قرار گرفته‏ كه روح اسلامی در آن خانواده‏ها نبوده یا ضعیف بوده است

52
عجبا می‏گوید : " زن حق نداشت كه با مردان نشست و برخاست كند . " من می‏گویم : بر عكس ، در محیطهای پاك اسلامی این مرد بود كه حق نداشت‏ در نشست و برخاستها از زن بیگانه بهره‏برداری كند . این مرد است كه‏ همواره حرص می‏ورزد كه زن را وسیله چشم چرانی و كامجوئی خود قرار دهد . هیچگاه مرد به طبع‏ خود مایل نبوده حائلی میان او و زن وجود داشته باشد و هر وقت كه این‏ حائل از میان رفته آنكه برنده بوده مرد بوده است و آنكه باخته و وسیله‏ شده زن . امروز كه مردان موفق شده‏اند با نامهای فریبنده آزادی و تساوی و غیره این حائل را از میان ببرند زن را در خدمت كثیفترین مقاصد خویش‏ گرفته‏اند . بردگی زن ، امروز به چشم می‏خورد كه برای تأمین منافع مادی یك‏ مرد در یك مؤسسه تجارتی خود را صد قلم برای جلب مشتری مرد می‏آراید و به‏ صورت " مانكن " در می‏آید و شرف خود را در ازاء چندرغا ز حقوق می‏فروشد
این نشست و برخاست‏ها كه امثال این نویسنده آرزوی آنرا می‏كنند جز بهره‏كشی مرد و بهره‏دهی زن مفهومی ندارد . همه می‏دانند نشست و برخاست‏ها در محیطهای پاك كه موضوع بهره‏كشی مرد از زن در میان نبوده است هیچگاه‏ در جامعه اسلامی ممنوع نبوده است
نویسنده همین كتاب ، تاریخ روابط زن و مرد را از نظر جامعه‏شناسی به‏ چهار دوره تقسیم می‏كند : دوره اول مرحله طبیعی و اشتراكی اولیه كه زن و مرد بدون هیچگونه قید و شرطی با هم خلطه و آمیزش داشته‏اند . در این دوره به عقیده این نویسنده‏ اساسا زندگی خانوادگی وجود نداشته است
دوره دوم دوره تسلط مرد است . در این دوره مرد بر زن غلبه كرده خود را مالك او دانسته او را همچون ابزاری در خدمت خود در آورده است . حجاب یادگار این دوره می‏باشد

53
دوره سوم مرحله قیام و اعتراض زن است . در این مرحله زنان از ناسازگاری مردان به ستوده آمدند و در مقابل مظالم آنها ابتدا مقاومت‏ كردند و چون دریافتند كه طبیعت خشن مردان به این آسانی حاضر نیست حق‏ آنها را رعایت كند به منظور احقاق حق خود متدرجا علیه مردان طغیان كردند ، اتحادیه‏ها تشكیل دادند ، به وسیله مطبوعات و كنفرانسها و دسته بندی‏ها با مردان مبارزه كردند . ضمنا چون دریافتند كه زورگوئی مردان نتیجه‏ تربیت ناسالم عهد كودكی و مخصوصا تبعیض بین پسران و دختران است در رفع‏ نقائص آموزش و پرورش عمومی كوشیدند
دوره چهارم مرحله تساوی حقوق زن و مرد است و به دوره اول شباهت كامل‏ دارد . این دوره از اواخر قرن نوزدهم شروع شده هنوز در همه جا استقرار نیافته است
از نظر این منطق ، پوشش زن عبارت است از زندانی شدن زن به دست مرد ، و علت اینكه مرد ، زن را اینچنین اسیر می‏كرده این است كه می‏خواسته هر چه بیشتر از وجود او بهره اقتصادی ببرد

54
Web Template By : sarbazgomnam08