تبلیغات
عفاف و حجاب - حجاب مردان
حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.
 


حجاب مردان چیست

مقدمه :

با تحقیقی در تاریخ زندگی انسان ، بررسی دستورات همه ی ادیان الهی و نگاهی به رویکرد و تمائل درونی همه انسانها از ابتداء خلقت به موضوع چوشش و حجاب میتوان به فطری بودن آن و احتیاج انسان به آن برای دست یابی به آرامش درونی و رسیدن به مراحل رشد و تعالی ، پی برد . که لباس هر انسان پرچم کشور وجود اوست، پرچی است که بر سردر خانه ی وجود خود نصب کرده است و با آن اعلام میکند که از کدام فرهنگ طبعیت میکند.

 

انسان ذاتا دارای صفت ارزشمند و پسندیده ی حیا است که به کمک آن مکارم و زیبایی و پاکیزگی را از پلیدی ها و رجس و رذائل تشخیص داده و از زشتی ها اجتناب میکند. این صفت حیاء مسقیما با حفظ پوشش و دوری از برهنگی ارتباط دارد.

بامروری بر تاریخ اجتماعات انسانی خاصه اجتماعات متمدنی همچون ایرانیان ، شاهد اهتمام مردان و زنان به پوشاندن عورت و برجستگی های بدن و مستورکردن و حفظ زیبایی هایی که خداوند تبارک و تعالی ، مخصوصا در وجود بانوان به امانت گذاشته ، خواهیم بود.

از دستورات صحیح و آداب مهم دین های اسلام ، مسیحیت ، یهود و زرتشت امر به معروف رعایت حجاب و پوشش انسانها در برابر یکدیگر وبا تاکید بیشتری در خصوص جنس زن، در فضای خارج از خانواده و در مقابل نامحرمان میباشد.

 

در ادامه با نگاهی به مسئله حجاب در فرهنگ ها و ملل ، ندای درونی و فطری بشر را برای پوشیدگی ، فوائد پوشش و حجاب ، دستورات و توصیه های ادیان خصوصا سیره پیامبر اکرم ( صل الله علیه و آله ) و ائمه اطهار شیعه ( علیهم السلام ) ، چرائی و چگونگی حجاب را برای مردان با تمرکز و دقت بیشتری مورد بررسی قرارخواهیم داد.

 

پوشش مردان در فرهنگ ها و ملل در طول تاریخ

با وجود اهمیت زیاد نوع پوشش مردان و تاثیرات آن در هنجارهای اجتماعی و توصیه های دقیق و لطیف ادیان بخصوص شریعت جامع و نکته بین اسلام و وجود دستورالعمل هایی کاربردی و علمی دراین باره ، متاسفانه کمتر مقاله یا کتابی به بررسی حجاب و نحوه ی پوشش برادران پرداخته است.

پوشش مردان که از ابتدای تاریخ بشری ، برخاسته از حیا و عفت و فطرت ، مورد توجه او بوده است نیز از عوامل مهم تامین آرامش فرد ، سلامت فردی و اجتماعی انسان به شمار می رود .

با نگاهی گذرا به نوع پوشش در تمدن ها به راحتی می توان به دو رکن اساسی آن پی برد. یکی بلندی و گشادی لباس است که مانع نمایان شدن برجستگی ها و ترکیب اعضاءبدن بخصوص نقاط تحریک کننده می شود ، و دیگری پوشش سر  درمردان می باشد.

این دورکن با وجود اختلافات آداب و رسومی قومها در تمام تمدن ها سایه افکن بوده .

 

بخش اول ( رکن نخست ، لباس پوشش دهنده )

پوشش قبل از اسلام

در دوران قبل از اسلام نیز لباسها با توجه به  ندای فطری و درونی انسان به رعایت عفت و دوری از جلوه گری و شهوت پرستی ، غالبا یک  پوشش بلند است که تا زانو می رسد .

مثلا در دوره ی مادها  : پیراهمن مادی دارای آستین بلندی است که با یک ملایمت از سر شانه به سوی مچ تنگ می شود ،  مرد ماد طبق نقوش سنگی تخت جمشید ، شنلی ذارند که مستطیل است و قد آن  از جبّه بلندتر است.

هخامنشیان نیز از نظر لباس مانند مادها بودند  . در کتاب (پوشاک باستانی ایران)  می خوانیم : کورش لباس مادی ها را بخصوص از این جهت که عیب پوش بود اقتباس کرد . او لباس کوتاه و تن نما را نمی پسندید و لباس قومی او نیز جامه ای آزاد و بلند بود . {1}

 

مردان ایرانی

مردان پارسی همانند زنانشان از نمایاندن بدن بدون پوشش کامل خود، احساس شرم میکردند و جز دست ها ، نمایش قسمت های دیگر بدن را خلاف ادب می شمردند.

استرابون مینویسد : ایرانیان اگر بخشی از بدنشان برهنه باشد آنرا می پوشانند ، بیشتر مردم قبائی می پوشیدند که تا ساق پارا می پوشاند.

در تمام دوره های ساسانیان ، خوارزمشاهیان ، ایلخانان ، صفویان ، افشاریه و زندیه و قاجار، آن روح اصلی پوشش که به صورت جامه های بلند و آزاد و قباهایی که تا ساق پا را می پوشاند ، دیده می شود. {2}

 

زیبا ترین بیان ، مفید ترین پیام

به یقین هیچ تعبیری زیباتر، جامع تر و کاربردی تر از بیان حضرت صادق(علیه السلام) ارائه نشده است که :

 

( خیرُ لِباسِکَ مالا یَشغَلُکَ عَنِ اللهِ عزَّ وجَلّ ، بَل یُقَربُکَ  ِمن ذِکرِه و شُکرِه ِو طاعَتِه و لا یَحمِلُکَ علی العُجبِ و الرّیاءِ و التّزیینِ و التَفاخُر و الخُیلاءِ  فاِنها مِن آفاتِ الدّینِ و مُوروثةُ القسوةِ فی القلبِ  )

 

و بهترین لباس تو لیاسی است که تورا از خداوند عزّ و جل به غیر خدا مشغول نکند! بلکه تورا به یاد او وبه شکر او وطاعت او نزدیک کند ! و تورا به خود پسندی و ریا و زینت بندی و تفاخر و استکبار و بلندپروازی نیاندازد ، زیرا که اینها از آفت های دین است و بجا گذارنده ی سختی و قساوت دردل . {3}

 

در اینجا می بینیم که حضرت صادق (علیه السلام) بهترین لباس را آن شمرده است که : انسان را به غیرخدا مشغول نکند و این کلام کلی و عامی است که بحسب مصادیق مختلف ، لباس های متفاوتی را شامل می شود .

لباس باید طوری باشد که عادی باشد و برای پوشنده ی آن تفاوتی نیاورد و دیگران توجه شان به آن جلب نشود.

به کمک این حدیث شریف هر انسان صاحب درکی می تواند بین لباس خوب و بد فرق بگذارد و بهترین انتخاب را داشته باشد .

 

آرامش دل و سکینه ی خاطر همراه با بهترین الگو

در قرآن کریم می خوانیم :

(( لَقَد کانَ لَکُم فَی رَیولُ اللهِ اُسوةٌ حسنةٌ لِمَن کانَ یرجو اللهَ وَالیومَ الاخرِ وَ ذکَراللهَ کثیراً ))

 

(( حقاً و تحقیقاً از برای شما در رسول خدا مادّه تاسّی و جهت پیروی و تبعیت است ، ماده تاسّی نیکوئی برای کسی که آرزوی لقاء و دیدار خداوند را داشته باشد و روز باز پسین را و یاد خدا را زیاد یاد بنماید . )) {4}

 

از آنچه گفته شد به دست می آید که از هر جهت رسول خدا الگو و نمونه بارز و شاخص و قابل تاسّی نیکوست  چه درامور دنیوی چه امور اخروی ، چه ظاهری و چه باطنی ، چه فردی و چه اجتماعی ، چه در لباس و مسکن و چهدر غذا و خوراک و چه در نکاح و امور زناشوئی و چه در جنگ و صلح .

تاوقتی که مسلمین در این امور از آن شاخص حق و متحقق پیروی داشتند ، کلاه ایشان ساده بود و یا عِمامه بر سر داشتند و لباسشان گشاد بود و کوتاه نیز نبود ، فراششان ساده و بدون تجل بود خانه و عیالشان نیز طبق  آن منهاج بود . چه زندگانی های گوارا و توأم با عیش هنیئی و آرامش دل و سکینه خاطر داشتند و عمری را لا صحت و سلامت روح و عزت  و اطمینان فکر و ایقان و ایمان می گذرانیدند .

و درست از هنگامی که بواسطه سیطره غرب و غلبه کفار بر مسلمین آن رسوم و آداب را از دست داند ، کلاه شاپو بر سر مذاشتند و کراوات و زنار که صلیب و علامت مختص مسیحیان است بر گردن آویخته و لباس های خود را تنگ و کوتاه کردند ، بطوری که لباس مردان تازیر کمر آنها قرار گرفت و چون خم شوند همه بدن آنها از زیر پاچه بمودار می شد و بجای إزار و سرداری و قبا ، کت و شلوار پوشیدند و محاشن خود را تراشییدند و بطور کلی از رسوم کفر تقلید کردند و ازروی ژورنالهای ایشان لباس دوختند ،همه گونه سعادت خود را از دست دادند و برایگان مَحو و نابود نمودند و خاک نکبت و بدبختی و عسرت و معیشت و زندگی ضَنک و مذلّت  بار را با دست خود بر سر خود ریختند . {5}

 

پوشش در سیره

در روایت از حضرت امام صادق (علیه السلام) آمده است که لباس امیر المومنین عبارت بود از پیراهنی تا بالای مچ  و شلواری تا میانه ساق پا و ردائی که از جلو تا سینه ها و از پشت تا رانها را پوشانیده بود و چون برتن کرد دست به سوی آسمان بلند نموده و عرض کرد : بار پروردگارا ! حمد تورا بجا می آورم برای این لباسی که عنایت کردی و پس از آن فرمودند: این لباسی است که سزاوار است مسلمین مثتل این را بپوشند .

درروایات فراوانی گفته شده که برخی میراث پیامبر و ائمه نزد حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) است از جمله آنها پیراهن پیامبر می باشد . حضرت در همان پیراهن که رسول خدا درجنگ احد بر تن داشتند قیام خواهند کرد و همچنین لباسی که حضرت قائم (عجل الله تعای فرجه) پوشش رسمی خواهند کرد را لباس حضرت علی گفته اند {6}

( ان قائمنا اهل البیت اذا قام لبس ثیاب علی و سار بسیرة علی )

 

رنگ لباس

استفاده دو رنگ در جامه نیک است و استحباب نیز دارد 1- سفید 2- سبز

و استفاده دو رنگ غیرپسندیده است و کراهت نیز دارد 1- سیاه 2- قرمز

 

 

 

توشح شلوار

 یعنی اینکه پیراهن را داخل شلوار کنند و شلوار روی پیراهن بیاید .

امام صادق (علیه السلام) از این کار نهی فرمودند – حضرت باقر نیز از پوشیدن شلوار روی پیراهن کراهت داشتند و می فرمودند : این کار روش جباران است {7}

 

لباس آستین کوتاه و بدن نما

فتوای غالب مراجع عظام تقلید درباره پوشیدن لباس آستین کوتاه و لباسهای تنگ و بدن نما حرمت است و اجتناب از آنرا احتیاط واجب  می دانند . مخصوصا در جایی که زنان نا محرم حضور دارند و احتمال ایجاد مفسده ای می رود .

پوشیدن لباس های کوتاه برای آقایان در بین هم جنسشان کراهت شدید دارد و در مقابل نامحرم جائز نیست . بنا بر احتیاط واجب باید لباس آستید دار بتن کنند و پوشیدن لباسهای بدن نما و کوتاه حرام است . {8}

 

بخش دوم

پوشش سر در مردان

پوشش سر از سه جنبه ی سیاسی ، اجتماعی و دینی مورد اهمیت می باشد.

 

اجتماعی :

به مقتضای هر جامعه و شرایط  جوی و طبیعی هر منطقه از مرز قرون و اعصار گذشته ، تاکنون این اصل ادامه دارد که در شهرها و روستاهای سراسر عالم قابل مشاهده می باشد. البته هرچه زمان گذشته ، پوشش سر تنوع بیشتری یافته و گاه از حالن ابزاری خود فاصله گرفته و جنبه ی تزئینی پیدا کرده است .

 

 

سیاسی :

درجنگ ها کلاه های فلزی و نمدی پدیدار شدند . درباریان و فرمان روایان برای جلوه شان وتمایز خود از دیگران ، به وسیله ی سرپوشیخاص همواره سر خود را پوشیده نگاه می داشتند .

دینی :

بزرگان ، مبلغین و مروّجین ادیان نیز همه از سرپوشی خاص استفاده می کرده اند و میکنند .

از برهمن های هندو ، خاخام های یهودی ، کشیش های مسیحی و علماء و بزرگان اسلامی ، همگی قداست خاصی برای سرپوش خود قائل هستند و بدون آن هرگز در مجامع حاضر نمی شوند .

 

پوشش سر در طول تاریخ

به استناد مجسمه ها ، مکتوبات و نقوش بجا مانده چه قبل از اسلام و چه بعد از آن پوشانیدن سر در بین همه ی اقوام متداول بوده و ترک کردن آن را قبیح می دانشته اند . حتی در همین دوره معاصر، در زمان رضاشاه خائن که تلاشهای زیادی برای از بین بردن فرهنگ اصیل و صحیح پوشش اسلامی  کرد ، شاهد این بودیم که اگر شخصی با سر برهنه و بدون عمامه ، دستار ، کلاه یا نوعی پوشش سر در اجتماع حاضر می شد ، نوعی بی ادبی و خلاف شان تلقی می گشت.

تاج ، افسر ، دیهم ، سرپایان ، اورمک ، شب پوش ، غولتاش ، شلمه ، گرزن ، گلوته ، مقرنس و ... همه انواع مختلف کلاه هایی هستند که در بین قوم های ایران کاربرد داشته . {9}

 

پوشش سر در روایات

پوشاندن سر در مردان از سنت های الهی و اسلام است ،بطوری که اسلام برهنه بودن همیشگی سر را مکروه می شمارد و ترغیب به پوشاندن سر به وسیله ی عمامه و عرقچین نموده .

امام ششم فرمودند : عمامه بگذارید تا بر حلمتان افزوده شود{10}

پیامبر می فرمایند : دو رکعت نماز با عمامه بهتر از هفتاد رکعت بدون عمامه می باشد . {11}

ایشان عرقچین می پوشیدند و گاه آنرا زیر عمامه و گاه تنها بر سر داشتند و کاه همراه آن شالی بر سرشان می پیچیدند. {12}

 

استحباب یا کراهت؟!

از برهنه بودن سر به هنگام تخلی به شدّت نهی شده است . امروزعلم هم به برخی از فوائد واین سنت و مضررات وعوارض ترکش همچون ابتلاء به بیماری های فراموشی ، رسیده .

آنچه از جمع روایات این بحث بدست می آید :

با توجه به اینکه در باب مستحبات و مکروهات بخشی فی نفسه هستند و طرف مقابل آن عمل حکم مخالفش را ندارد مثل ذکر خدامند و فرستادن صلوات که در عین استحباب  ترکش کراهتی ندارد ، و بخشی دیگر به گونه ایند که  ترک فعل مستحب ، مکروه و ترک فعل مکروه مستحب می شود . همچون پوشانیدن سر که مستحب  است و برهنه بودنش مکروه ، که این حساسیت در بعضی شرایط مثل همان زمان نماز خواندن که ذکر شد شدیدتر هم می گردد .

 

نتیجه مقاله :

 

ارائه مدل اسلامی لباس

از آنچه که درباب تاریخ و نحوه ی پوشش ملل  ، میل درونی بشر به حفظ حجاب و رعایت حیا و ترغیب همه ادیان به آن آمده وباتوجه به حدیث ( خیرُلِبسکَ مالا یَشغلُکَ عَن اللهِ عزَّ و جلَّ ... ) که ذکرش گذشت ، روش پیامبر و ائمه در پوشش و توصیه های آنها و حدیثی دیگر از حضرت صادق (علیه السلام) که :

 (خیرُلِباسِ کُلِ زمانٍ لباس اَهلِهِ )

در هرزمانی می توانیم لباس مورد تأیید اسلام ، که به صلاح جامعه و افراد می باشد را طراحی کنیم . لباسی که در آن نفسانیت به کار نرفته باشد ، لباسی که پوشش باشد ! و دور از جلوه گری ، لباسی که موجب امنیت و آرامش فرد واجتماع گردد . با توجه به وضعیت فرهنگی و آداب و رسومی معیشتی هر منطقه ، شهر یا کشور می توان لباسی مورد تأیید و توصیه ی اسلام ارائه داد .

 

پوششی در مقابل لباس شهرت

پوششی که با توجه به این گزاره ها تهیه شود دیگر یک لباس شهرت نیست . زیرا اولا این پوشش ، عرف مسلمانان است و پرچم  کشور وجودی آنهاست که با آن اعلام می دارند که از کدام فرهنگ تبعیت می کنند و در ثانی بعد از در نظر گرفتن آن گزاره ها ، فعلی برای خودنمائی و شامل هوای نفس و غیر مطالبق با اوضاع کلی جامعه صورت نگرفته و پایه آن بندگی و رعایت فطرت و دستورات نافع الهی می باشد . و بنظر می آید پوشش هایی که خالی از این دو رکن اند شبیه تر به لباس شهرت باشند!

 

مثل حدیثی که حماد بن عثمان و عبدالله بن سنان نقل می کنند .

 

مردی نزد حضرت صادق (علیه السلام) آمد و گفت : خداوند به صلاحت دارد ! شما فرمودید که علی بن ابی طالب لبا خشن به تن می کرد و پیراهن چهار درهمی می پوشید در حالی که می بینم شما خود جامه ای نیکو پوشیده اید .

حضرت فرمودند : وای برتو !! این جامه ای کوهی است که به یک دینار و خرده ای خریده ام و علی (علیه السلام) در زمانی بود که مناسب آن زمان ،همانگونه می پوشید و اگر من در این زمان چنان کاری بکنم و آن لباس را بپوشم مردم خواهند گفت که این آدم ریاکاری است مثل تو ( عُبّاد ) {13}

پس فرمودند : فَخَیرُ لِباس کُلِ زمانٍ لِباس اَهلِِِهِ

 

نکته جالب و قابل توجه این است که منظور از جامه نیکو ، پارچه های نرم و لطیف بوده که اعراب حجاز از تهیه نخهای ظریف و بافتن پارچه های  لطیف عاجز بوده اند . پوشاک مسلمانان صدراسلام از عباهای پشمینه و کرباس خشن تهیه می شد که بعد از فتوحات ایران و روم، صنعت پارچه های لطیف متداول شد . علی بن ابی طالب (علیه السلام) بخاطر تأسی بهرسول الله و رعایت زهد به پوشیدن همان جامه های خشن ادامه دادند و از پوشیدن پارچه های نرم و لطیف که عرف نبودند و فاخر تلقی می شدند امتناع کردند .

اما در عهد امام صادق و امام باقر (علیهم السلام) این نوع لباسها هممگانی شده بود و تهیه آن حتی مئونه کمتری داشت و لباس خشن در انحصار بادیه نشینان بود که برای خانواده های خود تهیه می کردند و کمتر به بازار عرضه می گشت و تهیه آن جز برای تظاهر و ریاء صورت نمی گرفت لذا تلبیس به آن نوع لباسی که در زمان پیامبر و امیرالمومنین پوشیده می شد تظاهر و شهرت طلبیدن محسوب می گشت که سیره ی ائمه نمی باشد .

 

توصیه مقاله :

 

اگر بخواهیم لباسی اسلامی و موافق فطرت که قبلا هم ذکر شد ارائه دهیم با توجه به فرهنگ ایرانی و توجه خاص  این تمدن به پوشش و حجاب و حیاء وغیرت ، و با توجه به الگوهایی صحیح و عرف بودن این نوع پوشش در قشر مذهبی ما  شایسته می باشد از لباسهایی بلند و آزاد که پوشاننده ی قسمت های برجسه و تحریک آمیزبدن است ، استفاده گردد – مثلا مس توان کت و شلواری آزاد و راحت پوشید که بلندی آن تا زانوها را می پوشاند .

پوشش سر که طبق عرائض گذشته یکی از دو رکن اصلی لباس انسان بوده را نیز    می توان با استفاده از کلاه های مرسوم هرمنطقه ، شال یا عرقچین که پوششی کاملا عرف و شناخته شده برای مسلمانان جهان است ، محقق نمود .

 

منابع مقاله

 

1-   حجاب در ادیان الهی / ص 75

2-   تاریخ لباس ایران / شبنم رنج دوست

3-   مصباح الشریعة / باب هفتم

4-   سوره مبارکه احزاب آیه شریفه 21

5-   امام شناسی جلد نه / علامه سید محمد حسین طهرانی ص280

6-   الغیبة / ص 243 –    کافی / ج1 ص411

7-   مکارم الاخلاق / باب پوشیدنی ها

8-   جامع الاحکام صافی /ج2 ص 1722- توضیح المسائل، بهجت/ 1933.1937

9-   تاریخچه پوشش سر در ایران / دکتر شهشهانی

10-          مکارم الاخلاق / الطبرسی ص224

11-          مستند الفردوس (نقل دیلمی از  جابر)- مکارم الاخلاق / الطبرسی

12-          سنن النبی / علامه سید محمدحسین طباطبائی بخش لباس

13-          مکارم الاخلاق – کافی ج1ص411


Web Template By : sarbazgomnam08