تبلیغات
عفاف و حجاب - زنان عاشورایی -- زندگی عاشورایی
حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.
 


شرکت زنان در جبهه پیکار وهمدلی وهمراهی با نهضت امام حسین و مشارکت در ابعاد مختلف آن از جلوه های حضور زنان در عرصه اجتماعی فرهنگی می باشد. زنان عاشواریی گاه در جبهه مبارزه بوده اند وگاه در کسوت پرستاری وغمخواری وگاه در نقش پیام رسانی و...در هر موقعیت مناسب مسئولیت ادامه رسالت را با ابزار متناسب با آن شرایط را عهده دار بوده اند . همکاری زنانی مانند طوعه در کوفه با نهضت مسلم بن عقیل، همراهی با همسرانشان مثل ام خلف ، ام وهب ، ام عمر و بن جناده وحتی شهادت ام وهب و همچنین تشویق اطرافیان به ادامه مبارزه وجهاد وشهادت و روحیه بخشی به اطرافیان توسط این زنان ونیز اعتراض وانتقاد برخی از همسران سپاه کوفه به جنایتهای شوهرانشان همگی از مصادیق حضور ونقش موثر زنان در کربلا می باشد. همچنین مصادیق این مبارزه را نیز در پناه دادن دو طفلان مسلم توسط همسر حارث ، قیام در الصدف ، صفیه بنت عبدالله بن عفیف ازدی و ... را می توان یافت.

 


به مناسبت ایام بزرگداشت یاد و خاطره سالار شهیدان و اصحاب ایشان فرصت را مغتنم شمردم تا پس از مدتی که مشغله زیاد اجازه حضور فعال را در فضای مجازی نمی داد دوباره حضور خود را پررنگتر سازم با شد که مورد توجه خداوند متعال و حضرت ابا عبد الله  و خوانندگان محترم قرار گیرد .
زنان همراه کاروان عاشورا چه کسانی بودند؟
زینب کبری (س) دختر امیر المومنین علی بن ابیطالب و مادرش فاطمه زهرا دختر  رسول اکرم
ام کلثوم صغرا (ع) ( نفیسه )دختر امیر المومنین و مادرش ام ولد همسر عبد الله اکبر بن عقیل
رقیه پدرش امیرالمومنین و مادرش صهبا ، همسر مسلم بن عقیل و مادر عبدالله و محمد که در نینوا به شهادت رسیدند.
فاطمه دختر امیرالمومنین علی بن ابیطالب و مادرش ام ولد که با ابی سعید بن عقیل بن ابیطالب ازدواج کرد 
فاطمه صغرا دختر امام حسین و مادرش ام اسحق بود همسرش حسن بن علی ( حسن مثنی ) 
سکینه دختر امام حسین و مادرش رباب بنت امری القیس ( نامش آمنه که به سکینه مشهور است) همسرش عبدالله بن حسن (ع) 
رقیه دختر سه ساله امام حسین که در سفر کربلا همراه اسرای اهل بیت بود
فاطمه (ع) دختر امام حسن مجتبی وهمسر امام زین العابدین (ع) و مادر امام محمد باقر (ع)
زینب صغرا دختر امیرالمومنین و همسر محمد بن عقیل
رباب همسر امام حسین (ع) دختر امری القیس بن عدی و مادرس میسور مادر علی اصغر 
عاتکه همسر امام حسین (ع) دختر زید بن عمر از شاعره های عرب که زنی عاقله باکمل وزیبا بود.
کبشه یا ام سلیمان کنیز امام حسین (ع) همسرش پیک امام حسین به سوی روساو اشراف بصره بود زنی عالم ، فاضل و نیکوکار بود
فکیهه که در خانه رباب همسر امام حسین خدمت می کرد و فرزندش قارب در کربلا به شهادت رسید
رمله همسر امام حسن (ع) ومادر حضرت قاسم 
حمیده دختر مسلم بن عقیل که دختری سیزده ساله بود و در زمانی که حضرت سید الشهدا خبر شهادت پدرش را شنید او مورد نوازش و ملاطفت خود قرار داد
فضه النوبیه خدمتکار حضرت زهرا فضه از نظر ایمان  وتقوا و زهد در درجه عالی قرار داشت 
شهربانو مادر محمد بن ابی سعید
لیلی التمیمیه دختر مسعود بن خالد بن ربعی و مادرش عمیره

-------------------------------------------------------------

روایتی از زندگی عاشورایی

بسیاری از کسانی که در سپاه یزید به کربلا رفتند شاید یک تیغ هم نزدند، شاید دلشان هم نمی خواست بروند، اما رفتند. شاید از این که حتی سنگی به طرف سپاه امام بیندازند هم پروا داشتند اما رفتند، اما ایستادند تا بر انبوهی سپاه یزید افزوده شود. تا در چشم بزرگ بیاید، تا نبرد روانی را نه در برابر امام که در برابر همه کسانی که سر بیعت با باطل نداشتند ببرند و ...

این نقش آفرینی است که همه کسانی را که به کربلا رفتند - حتی اگر یک سنگ هم پرتاب نکرده باشند، یک فریاد هم نکشیده باشند - باز آن ها را در شمار قاتلان امام حسین(ع) به حساب می آورد و ما - بر اساس آموزه های دینی - همه آنان را لعن می کنیم و این لعن تا همیشه ادامه دارد و برای مردمان همیشه هم قابل بازتعریف است. مگر نه این که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» باور بارور شده ماست و همواره زندگی را بر این اساس تعریف می کنیم و یقین داریم در عاشورا، همه چیز به دو نیم شد، یا حق و یا غیرحسینی. از آن روز تا امروز و تا همیشه این تقسیم بندی روشن تر از روز پیش وجود دارد و خواهد داشت و این ماییم که باید موقعیت، موقف و شکل ورود خود را به کربلا مشخص کنیم. این که تنها بر حسین ایمان خویش تیغ نکشیم کافی نیست بلکه باید در کنار او شمشیر زد و الا باطل خواهیم بود. چه در آن روز و در آن زمین، هر کس به هر بهانه ای در کنار حسین(ع) قرار نگرفت، در شمار باطل قرار گرفت و نام او در فهرست سیاه باطل کرداران ثبت شد. پس از آن روز نیز قصه همین است. هر کس در برابر آموزه های امام حسین(ع)، در زندگی فردی و اجتماعی خود، دو راه در پیش دارد یا رفتاری حسینی در پیش می گیرد و رستگار می شود و یا به راهی می رود که نماد و نشانه اش یزید است.حسینی بودن تنها به ادعا نیست، به زبان نیست بلکه صدق گفتار را باید کردار و رفتار تایید کند. امروز کسی می تواند خود را حسینی بداند و بنامد که بر اساس آموزه های امام زندگی کند، یعنی مطالعه کند امام چگونه زندگی می کردند و اگر حکومت را به دست می گرفتند چگونه شهروندانی پرورش می دادند و به اصطلاح شهروند موردنظر امام دارای چه ویژگی هایی است. وقتی پاسخ سوال و ویژگی ها را یافت، خود را بدان اخلاق، متخلق کند. چنین فردی می تواند خود را حسینی بنامد، حالا اسم و فامیل و زمان و زمین زندگی اش هر چه می خواهد باشد. مهم این است که هر کجا بود صلاح خواه مردم و اهل امر به معروف و نهی از منکر باشد و همواره در یاد داشته باشد که امام حسین علیه السلام درصدد اصلاح در امت اسلامی و پیراستن نازیبایی ها از قاموس جامعه بودند، لذا چون دیدند به حق عمل نمی شود و حاکمان از حق عبور کرده اند و مردمان انگیزه ای برای حق محوری در زندگی ندارند، تمام قد برخاستند تا با اصلاح رفتار همگان، آنان را به سوی آموزه های حقیقی اسلام بر گردانند تا روایت نبوی «حسین منی و انا من حسین» معنا یابد تا پس از «علت موجده» اسلام که در سیره حضرت رسول شکل یافت، «علت مبقیه» دین هم در نهضت حسینی رخ نماید و جامعه موردنظر حضرت رسول که در حقیقت جامعه موردنظر وعنایت خداوند است محقق شود...

Web Template By : sarbazgomnam08